ماهی کوچولو

بی شک او بی من هم خواهد زیست، من نیز بی او به یقین خواهم زیست،لیک در این میان زندگی ،این خود زندگی ست که لب چشمه عطشناک می ماند


 

خسته ام  از این دنیای به ظاهر زیبا. از این مردم که به ظاهر  صادق و با وفا
 خسته ام  از دوری  , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
خسته ام از این همه دروغ  و نیرنگ ... ام  خسته
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش.
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام .
چرا. پس کو صداقت و محبت اندکی محبت
در میان دل مردم همش نیرنگ پیداست..نیست
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست

دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
سفره ی دل مردم همش دروغ است وبه ظاهر پاک و صادقانه

             


 


به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد؟ جریان باد را پذیرفتن و عشق را که خواهر مرگ است ـ و جاودانگی رازش را با تو درمیان نهاد نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذرد و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را ...

 

 

 

پرستو

 

اسفند ۸٧
بهمن ۸٧

 

۱۳۸٧/۱٢/۳
۱۳۸٧/۱٢/۳
بازهم آقایون!!!!!!!
امان از دست آقایون
۱۳۸٧/۱۱/٢۸
۱۳۸٧/۱۱/٢٧
۱۳۸٧/۱۱/٢٦
۱۳۸٧/۱۱/٢٦
۱۳۸٧/۱۱/٢٦
۱۳۸٧/۱۱/٢٢

 

پرنده مهاجر
پرنده آبی تنها
Armenan

 

RSS 2.0